عزیز دلم
امروز پنجمین سالیه که من و تو ما شدیم..

باور کن ماه هاست زیباترین جملات را برای امروز کنار می گذاشتم، امشب اما همه ی جملات فرار کرده اند ، همینطور بی وزن و بی هوا آمدم بگویم :
که بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست و قشنگ ترین روزم روز پیوند با توست مهربونم
سالگرد ازدواجمون مبارک
پ.ن 1: خیلی چیزها رو نتونستم بنویسم..خودت میدونی..! 
پ.ن2: امسال توی جشن سالگردمون یه نفر دیگه هم اضافه شد اینکه سوال نداره خب ماکان گلی رو میگم دیگه
![]()
پ.ن3:دقیقا جشن ازدواجمون روز یکشنبه بود امسال نیز این تاریخ مصادف با روز یکشنبه شده 
پیش در چنین روزی اول صبح مامانی گلم
بعد از پوشاندن لباسهای اتوکرده و پرکردن کیفم از خوراکیهای
ولی تعویض مداد مشکی و قرمز هنگام نوشتن کلمات – پاک کردن های ممتد – تراشیدن مدادهای رنگی طوریکه تا آخر سال مادرم باید چند سری برام می خرید – خرید از بوفه ی مدرسه- بابای نه چندان مهربون مدرسه
- سرودهای صبحگاهی و .... همه و همه یادآور خاطرات بچگی من هستند یادآور اینکه تازه فهمیدم احساس مسئولیت چیست و هر کسی وظیفه ای بر دوش دارد . چه دوران شیرینی بود
حیف که زود سپری شد.
و این آرزو توی دلم موند (البته سال دیگه با پسر گلم
می رم) 